آیدین

منتشر شده توسط hamidabedini در

آیدین

برای ما تُرک‌ها، طایفه و رسوم مبتلا بهش، چیز خیلی مهمی‌ست. من از طرف پدری از طایفه‌ی آیدین هستم. طایفه‌ای که به خرده فرهنگ‌های بسیار و زنان و مردان نازک اندیش و هنرمندش در منطقه‌ی ابهررود شهره است. بر زبان‌هاست که آیدین‌ها، اگر به خانه‌ای بروند، برای آنجا روشنایی و گرمای دل می‌برند. من این تُحفه را، حاصلِ همین خرده فرهنگ‌ها و رسومی که آیدین‌ها در آن رشد می‌کنند می‌دانم.

روایاتِ دقیق و مستندی موجود است که برای عروسی‌های طایفه‌ی آیدین، از روستاهای خیلی دوردست مهمانِ بی دعوت می‌آمده تا نغمات آشیق‌هایشان، رقص‌های جوانان، داستان سرایی پیران و هنرِ آراستنِ عروس و طبخ غذای بانوانِ این طایفه را تماشاگر باشند.

ما برای فرش بافتن، برای نان پختن، برای انگور، برای آب و برای هر لحظه از زندگی، رسومی دیرینه و ریشه‌دار، در نگاهِ خالصِ اجدادمان به زندگی داریم. من به یاد ندارم که ننه(مادربزرگم)، بدون وضو دست به چانه‌ی نان زده باشد. به یاد ندارم که آقا(پدربزرگم)، قبل از کمی نیایش دست به سازش(بالابان) برده باشد. تابحال ندیده‌ام که بابا بدون اوخشاماق ( قربان صدقه رفتن برای ) انگور، دست به شاخه‌‌ی انگور بزند. من در چنین فرهنگی بزرگ شده‌ام.

در طایفه‌ی ما نقل است که اگر جاری شدن رودخانه‌ی بهار ( که با آب گل‌آلود همراه است )، همزمان با شکوفه‌های بهاری باشد، آن سال، سالِ خوش یمنی برای همه خواهد بود. و رسم است که هر کسی، تعدادی شکوفه بردارد و برود کنار آب. آن‌جا بنشیند و عزیزانش را یاد کند. نامشان را به زبان بیاورد، کمی بهشان فکر کند و بعدِ مجسم کردنِ تصویرِ آن شخص در ذهنش، به یاد او و برای او شکوفه‌ای به آب بی‌اندازد.

ما معتقدیم این کار برای آن عزیزمان سلامتی، آرامش و برکت می‌آورد.

امروز ابهررود بعد چهار سال، دوباره همزمان با شکوفه‌های بهاری خروشید. آب به سنگ‌ها شَتَک زد و خون در رگ‌های ما تندتر به حرکت درآمد. روزِ سرِ کار رفتن یا در خانه نشستن نبود. چند نفری جمع شدیم و رفتیم به یکی از زیباترین سرچشمه‌های ابهررود. رفتیم پای کوه‌های پالاس و الوند. هر کداممان عزیزانی داشتیم و تعدادی شکوفه در دست. در آن زیباییِ بی‌نهایت نشستیم و در آن معبدِ سراسر گُل، دانه دانه شکوفه به دلِ رودِ جاری انداختیم.

به دست‌های دیگران نگاه کردم. سوالم در آن لحظات این بود که : کدام یک از ما خوشبخت‌تر است؟ کسی که بسیار شکوفه دارد، یا کسی که چندتایی شکوفه دارد و می‌تواند روی تکِ‌تکِ آدم‌های شکوفه‌هایش حساب کند؟

عکس را امروز بهنام گرفته و بی هیچ ویرایشی با بلوتوث همانجا برایم فرستاده. خیلی دوستش داشتم. و علاقمندم نسخه‌ای با کیفیت‌تر از معمول از آن را اینجا داشته باشم. اگر خواستید عکس را ببینید، خاطرتان باشد که عکس در حالت افقی گرفته شده است.

دسته‌ها: از زندگی