خیلی مهم است که بدانیم دیگران چگونه فکر می کنند

دیگران چطور فکر می‌کنند؟ | قطب نمای بازاریابی

ست گادین که دانش آموخته‌ی مدیریت بازرگانی در دانشگاه استنفورد است، معتقد است پس از سال‌ها آزمون و خطا که خودش معتقد است بخش خطایش بیشتر بوده است؛ حالا قطب نمایی برای مسیر بازاریابی در اختیار دارد. رویکردی که به عقیده‌ی خودش آسان، ولی مستلزم صبر، همدلی و احترام است. ادامه مطلب

من فروشنده به دنیا اومدم

من فروشنده به دنیا اومدم

شاید این ادعا که من فروشنده به دنیا اومدم زیادی خودخواهانه یا دم دستی باشه، اما در مورد من، خیلی هم بی راه و پرت و پلا نیست. من ریاضی رو ( یعنی جمع و تفریق و درک اعداد رو ) به خاطر کسب و کار فروشندگی خودم یاد گرفتم. ادامه مطلب

بازاریابی خلّاق

بازاریابی خلّاق | فلیپ کاتلر، فرناندو تریاس دبس

نام کاتلر در بازاریابی از آن دست نام هایی ست که هر جا و کنار هر نامی بیاید، کنجکاوی مخاطب رمز آگاه را بر خواهد انگیخت. نام فرناندو تریاس د بس + رو هم قبلا نشنیده بودم و بعد گرفتن کتاب و با جستجو وب سایت شخصی اش و اشاره ادامه مطلب

به چه کسی می توانیم کمک کنیم؟ | این است بازاریابی (یک)

به چه کسی می توانیم کمک کنیم؟

مقدّمه در سال 1935 انجمن استادان بازاریابی آمریکا، بازاریابی را این گونه تعریف کردند : “انجام کارهایی در فضای کسب و کار تا جریان کالا و خدمات را از تولید کننده به سوی مصرف کننده هدایت کند”. اما این تعریف انگار بازهم نیازمند تغییراتی بود و در سال 2013، انجمن ادامه مطلب

جلد کتاب این است بازاریابی - ست گودین - ترجمه فاطمه علی پور تنگسیری

این است بازاریابی | ست گودین

علاقه ی بی نهایت من به مبحث بازاریابی و فروش به حدی است که وقتی خیلی جوان و دانشجوی مهندسی بودم، فهمیدم چنین سرفصلی به صورت تخصصی و آکادمیک وجود دارد. دلیلش هم شفاف است، من اولین پول هایی که در زندگی به دست آوردم از فروش بوده است. بر ادامه مطلب

hamid abedini gulfood

خود افشایی‌ها

چند روز پیش داشتم پیاده از مسیری بر‌می گشتم که پی اس بازی کردن دو پسر جوان در یک آرایشگاه نظرم را جلب کرد. ایستادم به نگاه کردن، داشتند برای هم کُری می خواندند و بازی می کردند. حالشان خوبِ خوب بود. از آن روز مدام به این فکر می ادامه مطلب

درباره حمید عابدینی

درباره من | حمید عابدینی

من حمید عابدینی هستم؛ پسری که آخرین سفرش قبل اینکه پا روی زمین بذاره رو با نیسان از دل کوچه‌های پر برف پونزده خرداد تا بیمارستان امدادی ابهر رفته. و تو زمستون سرد، پربرف و آخرین سال جنگ ایران و عراق به دنیا اومده. درباره من ، قصه‌های زیادی هست ادامه مطلب